عکس زیبای تو را سیر تماشا کردم

روی آن شیشه ی نم دار تو را ها کردم

اسم زیبای تو را با نفسم جا کردم

شیشه بد جور دلش ابری و بارونی شد

شیشه را یک شبه تبدیل به دریا کردم

با سر انگشت کشیدم به دلش عکس تو را

عکس زیبای تو را سیر تماشا کردم

یعنی از قصه ی دلتنگی من بی خبری؟

ای که از تازگی زخم دلم تازه تری

یعنی از قصه ی  دلتنگی من بی خبری؟

مثل مهتاب که از خاطر شب میگذرد

هر شب آهسته از آفاق دلم میگذری

هرگز نمیگیرد کسی در قلب من جای تورا

هر لحظه یادت میکنم

شاید تو هم یادم کنی

همواره در فکر تو ام

با یک نگه شادم کنی

هرگز ندیدم از کسی

لبخند زیبای تو را

هرگز نمیگیرد کسی

در قلب من جای تورا