غمی دارم من اندر دل که گرگویم زبان سوزد

وگر پنهان کنم آنرا ، مغز استخوان سوزد

منجم کوکب بخت مرا از چرخ بیرون کن

که من کم طالعم ترسم زآهم آشیان سوزد